ای بال وپرت خون ز جفای صیادوی،آیت آبروی دشمن بر باددر سایه استقامتت اسداللهشهری ز حماسه تو گردید آزادشعر: استاد غلامرضا کیا(طالب)خلاصه ای از زندگینانه شهید والامقام اسدالله کیا دربندسریاین شهید عزیز در روز دهم بهمن سال ۱۳۲۰در خانواده ای متدین و پرجمعیت چشم بجهان گشود.پدرش مرحوم حاج مطلب از معتمدان و بزرگان دربندسربود.اسدالله تحصیلات سالهای اول تا پنجم ابتدایی را در مدرسه حکیم سنایی دربندسر به پایان برد و برای ادامه تحصیل در کلاس ششم قدیم مجبور به طی مسافت بین دربندسر وشمشک بود. او نیز همچون دیگر نوجوانان و جوانان دربندسر، همزمان با تحصیل به کار کشاورزی و دامداری که در آن زمان مهمترین راه کسب مخارج زندگی بود مشغول بود. اگر چه شرایط ادامه تحصیل برای اسدالله در تهران نیز فراهم بود ولی او زندگی در کنار پدر و مادر و مساعدت و همراهی ایشان در کارهای زراعت و دامداری را به ادامه تحصیل ودوری از خانواده ترجیح داد. با این همه اسدالله هرگز دست از مطالعه و کسب علم واطلاعات روز نکشید ودر تمامی اوقات فراغت وبیکاری به مطالعه کتابهای مختلف می پرداخت. تلاش و جدیت اسدالله و برخورداری از هوش سرشار خدادادی باعث شد که ایشان با مطالعه کتب آموزشی انگلیسی بتواند بدون گذراندن دوره ای خاص و یا بهره گیری از معلم تا حدود زیادی زبان انگلیسی را فرا بگیرد تسلط و قدرت فهم مطالب انگلیسی با توجه به شرایطی که شهید اسدالله داشت برای اطرافیان تعحب آور و حیرت انگیز بود.اسدالله که ماندن در روستا و کنار پدر ومادر را به زندگی در شهر ترجیح داده بود یک مغازه خواروبار فروشی در محله بالالاراب ایجاد کرد .که دغدغه همیشگی ایشان بود چون باتوجه وضعیت و مشکلاتی که مردم برای ایاب و ذهاب به تهران داشتند وجود این مغازه در دربندس
برچسب:
نویسنده: مهراد محمدپور
تاريخ: چهارشنبه
9 خرداد
1403 ساعت: 0:05